تبلیغات
..::بارسلونا/داوید ویا/اسپانیا::.. - یه کار قشنگ...
سه شنبه 27 دی 1390  06:43 ب.ظ

من هیچی نمیگم... خودتون بخونید!
-
اریک آبیدال ستاره فرانسوی دنیای فوتبال در طول دوران حضورش در باشگاه کاتالان حرفه ای گری اش در زمین چمن را اثبات کرده است. او که فصل گذشته به دلیل ابتلا به تومور کبدی مجبور شد زیر تیغ جراحی برود و برای چند ماهی از میادین ورزشی به دور بود، اکنون به میادین ورزشی بازگشته.در طول مدت بیماری آبیدال، بازیکنان بارسلونا او را فراموش نکردند و همواره وبه هر بهانه ای پیغامهای حمایتی شان را نسبت به هم تیمی شان ابراز می کردند.

یکی از مهمترین حمایتهای بازیکنان بارسا از آبیدال در فینال لیگ قهرمانان اروپابود؛آبیدال که به تازگی دوران نقاهتش را پشت سرگذاشته و به روزهای اوج بازگشته بود، در فینال ومبلی برای دقایقی برای بارسا به میدان رفت .بارسا درآن دیدار به پیروزی رسید و قهرمان اروپا لقب گرفت و کارلس پویول، کاپیتان بارسا بازوبند کاپیتانی را بربازوی آبیدال بست تا آبیدال به عنوان کاپیتان بارسا جام قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا را بالای سر ببرد.

آبیدال اکنون این فرصت را به دست آورده تا این محبت ها را به نحو دیگری جبران کند.

یکی از خوانندگان روزنامه «لا وانگواردیا» با ارسال نامه ای به این روزنامه، داستان دلنشین و جذابی را تعریف کرده استدر نامه اش به این نکته اشاره کرده که اریک آبیدال به پسرش کمک کرده تا با بیماری اش به مبارزه بپردازد و این کمک زمانی فرا رسیده که پسر او از زندگی ناامید شده بود.

پسر آقای گارسیا بیماری مشابهی با تومور کبدی آبیدال، در مغزش داشت و اندکی پس از اطلاع از بیماریش به پدرش گفته بود:« بابا برای من پیراهن آبیدال را بخر.می خواهم مثل او با بیماری ام بجنگم و در لیگ قهرمانان خودم قهرمان شوم.»

روز 5ژانویه بود که بازیکنان بارسلونا برای عیادت از کودکان بیمار به بیمارستانهای مختلف این شهر رفتند؛به طور اتفاقی آبیدال یکی از سه بازیکنانی بود که به بیمارستانی رفت که این پسربچه در آن بستری بود و به لطف یکی از پرستاران به عیادت این پسربچه رفت.

صحنه دیدار این دو مملو از احساسات بود.پسربچه که نمی توانست جلوی اشکهایش را بگیرد،سمبل مقاومتش را جلوی چشمانش می دید.پدر او این صحنه را این طور توصیف می کند:« محبت، عشق، مهربانی؛ در طول این دقیقه آبیدال ثانیه ای از آغوش پسرم بیرون نیامد.»

آبیدال که به شدت تحت تاثیرقرار گرفته بود به این پسربچه گفت:« نگران نباش.من اینجام که به تو روحیه بدهم.من هم با این بیماری جنگیده ام والان یک بنیاد دارم که به جوانان بیمار روحیه بدهم و کمک رسانی کنم.»

پسر بچه از آبیدال خواست تا ساعتش را به او بدهد. آبیدال هم ساعت رولکس اش را که قطعا قیمت زیادی هم دارد از مچ دستش باز کرد و به پسربچه داد:« بیا؛ می خواهم این پیشت باشد.پشت این ساعت،اسم من حک شده.»

اصرارهای والدین این پسربچه ، برای اینکه ابیدال چنین هدیه گرانبهایی به پسرشان ندهد بی فایده بود. آبیدال دراین باره گفت:« آنچه ارزشمند است، الان دیگر اهمیتی ندارد.می خواهم پسرتان شاد باشد.»

واقعا کار قشنگی بوده! مرسی آبی!
-
راستی نظرتون در مورد ال کلاسیکو چیه؟
به نظرتون مورینیو اینبار میخواد چکار کنه؟
بارسا بازم میتونه ببره یا اینکه کارش سخت میشه؟
خلاصه هر نظری دارید بگید! خیلی وقته نظرات این وب سوت و کوره!
مرسییی....


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 27 دی 1390

Website Widgets